سلام دوستان خوبم ممنون که اومدین خیلی خوشحالم این اولین وبلاگیه که من به تنهایی ساختم امیدوارم خوشتون بیاد در ضمن تا نظر ندادید از وبلاگ بیرون نرید با تشکر
(..')/♥♥('..) .\♥/. = .\█/. _| |_ ♥ _| |_ خدایا کمک کن تو این همه نارفیقی عشقمو پیدا کنم که دیگه نمیخوام وا3 هر کس و ناکسی قلبمو رسوا کنم
=================== ...
دیگر نمیگویم...
گشتم نبود...نگرد نیست.....
بگذار صادقانه بگویم:
گشتم اتفاقا بود....! فقط مال من نبود!
شما بگردید.....شاید مال شما باشد....!!!!!!! =================== شب شب را دوستـــ ــ ـ دارم ...!
چرا که در تاریکـــ ـی ..
چهره ها مشخــــــ ـص نیست !!
و هر لحظــــــــ ـه ..
این امیـــــ ـد ..
در درونــــــ ــم ریشه می زند ...
که آمده ای ..
ولی من ندیده بودم ================== بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد یا آن که گدایی محبت شده باشد دلگیرم از آن دل که در آن حس تملک تبدیل به غوغای حسادت شده باشد دل در تب و طوفان تنوع طلبی چیست؟ باغی ست که آلوده به آفت شده باشد خودبینی و خودخواهی اگر معنی عشق است، بگذار که آیینه نفرت شده باشد! شرمنده عشقیم و دل منجمد ما جا دارد اگر غرق خجالت شده باشد مقصود من از عشق نه این حس مجازی ست ای عشق مبادا که جسارت شده باشد ==================== سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران، خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
====================== در این برهوت بی سرشت و بد فطرت، بدنبال دريا مي گشتم،سراب يافتمش در اين ديار بي كسي و غربت آنچه ديدم جز درد و نفرت نبود كه سايه اي از رنگين كمان هم بر جاي نگذاشته بود و من ناله كنان بارها فرياد زدم،تولدت مبارك فردا... =============== از تمام چیزایی که داری خدا رو جدا کن ! چی داری؟ هیچ حالا به همه نداشته هایت ، خدا رو اضافه کن ! چه کم داری؟ هیچ =============
یک برگ دیگر را از دفتر عمرم را پاره میکنم امروز هم گذشت با مرور خاطرات دیروز با غم نبودنت و سکوتی سنگین و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط میروم فقط میدوم یاس ها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما گرمی مهر تورا میخواهند غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند میان کوچه های تاریک وغربت تنهایی صدای قدم هایت را میشنوم اما تو نیستی و فقط صدای مبهم...! قول داده بودی برای من سیب بیاوری سیب سرخ خورشد سیب سرخ امید یادت هست؟ و رفتی و خورشید را هم بردی و من در این کوچه ها تنگ و تاریک سرگردانم و منتظر برگی از زندگی ام را ورق میزنم امروز به پایان دفترم نزدیکم... ================ روزگارا...تو اگر سخت به من میگیری با خبر باش که پژمردن من اسان نیست! گرچه دلگیر تر از دیروزم گرچه فردای غم انگیز مرامیخواند لیک باور دارم... دلخوشیها کم نیست... زندگی باید کرد... ========== آسمانی که چراغش همه شب می سوزد چشم هر رهگذری را به خودش می دوزد همه شب می گوید: که بخوانید خدواند مرا بسرایید توانمند مرا بربایید شما پند مرا آسمانی که پر از پروین است همه جا راز رخش رنگین است پر از عطر شب نسرین است چلچراغش به زمین آذین است همه شب می گوید: که بخوانید خداوند مرا بسرایید تتوانمند مرا بربايید کنون پند مرا =========== میدونی وقتی خدا میخواست تو رو به دلیلی که فقط خودش میدونه به زمین بفرسته درباره ات به فرشته ها چی گفت..؟ گفت اونو به جایی میفرستم که در اونجا خیلی غصه میخوره و بارها و بارها دلش رو میشکنن ولی او نباید غصه بخوره چون من همیشه با او هستم و بزودی او را بنزد خود فرا خواهم خواند. ====================== میدونی وقتی خدا داشت بدرقه م می کرد ، چی گفت؟ "جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری ؛ من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . توی وجودت عشق میذارم که بگذری ، قلب میذارم که جا بدی اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی برمیگردی پیشم " ===============
کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم =======================
تو چه غم داري اين بدبخت هميشگي من هستم كه مثل سايه به دنبال تو و به زير پاي تو افتاده ام .
جرات نكردم بگويم دوستت دارم , من همچون گلي در پاييز روييدم و مجنون و وفادار تو خواهم بود. بي انكه ارزو كنم در غم من اشك بريزي , بگذار اشك را بگويم , بي انكه دوستم بداري تو را دوست مي دارم. ========================= دور هم مي چرخيم اما از يكديگر رد نمي شويم. با هم هستيم ولي از حال هم بي خبريم. اي كاش سختي ها براي يك لحظه اسان مي شدند تا شايد راه كور شده دل ها به يكديگر حد اقل براي لحظه اي با ز مي شد. اي كاش سياهي لحظه اي سفيد مي شد تا چشم هاي يكديگر را بهتر ببينيم. شايد لازم باشد حرف ها را از چشم خواند. ======================
......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ...I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........ I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you